يحيى دولت آبادى
151
حيات يحيى ( فارسى )
فصل پانزدهم مطالبه متمم قانون اساسى و وقايع ديگر محمد عليشاه نميخواهد متمم قانون اساسى را امضا كند ولى در مركز و از ولايات خاصه گيلان و آذربايجان درصدد مطالبه برميآيند و در ماه شعبان 1326 در طهران نمايندگان انجمنها در بهارستان توقف ميكنند و در ولايات در تلگرافخانهاى رشت و تبريز شبوروز مانده بمجلس فشار ميآورند تا امضاء مىشود و شب اول ماه رمضان نمايندگان انجمنها در مركز از مجلس و در ايالات از تلگرافخانهها بخانهاى خود مراجعت مينمايند بعد از گذشتن متمم قانون اساسى مجلسيان درصدد ميشوند دولت را برهمزده مشير السلطنه را كه نامتناسب با اساس مشروطيت است از رياست وزراء خلع نمايند لهذا رأى گرفته مجلس بدولت اظهار بىاعتمادى مىكند و كابينه برهم مىخورد اين تغيير كابينه بينهايت مخالف رأى شاه است زيرا در موقع تعيين كابينه از طرف مجلس بشاه اخطار شده كه در انتخاب وزراء سعى نمائيد اشخاصى باشند كه زمامدارى آنها طول بكشد و بتوانند كار بكنند مشير السلطنه اهليت براى اين كار ندارد شاه جواب داده غير از اين جمع كسى را سراغ ندارم من انتخاب ميكنم شما اگر ديديد به كار نميخورند رأى عدم اعتماد بدهيد اينك بفاصله چهل و چند روز رأى بىاعتمادى به آنها ميدهند البته بشاه برميخورد خاصه كه بعد از انداختن كابينه مجلس خود درصدد تعيين كابينه برميآيد شاه هم اعتراضا ميگويد من كسى را سراغ ندارم هركس را خود ملت ميخواهد انتخاب كند تا من نصب نمايم مليون مايل هستند ناصر الملك وزير داخله و رئيس الوزراء باشد ناصر الملك در ايام رياست مشير السلطنه از وزارت ماليه استعفا داده خانهنشين است در اين مقام هرچه مليون به او اصرار ميكنند زير بار